مؤلف مجهول
45
ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )
حكومت « نرزم » « 1 » فرستاد و مير صفدر توره را در نزد خود نگاه داشت . در ماه محرم ميرصفدر توره نيز نزد برادرانش به نرزم فرستاده شد » « 2 » . دربارهء آينده اين شاهزادگان محمد يعقوب خاموشى اختيار كرده است . ميرزا شمس نوشته است كه امير در ابتدا ادارهء حصار نرزم را به برادرانش سپرد و سپس آنها را كشت « 3 » . بيشتر مؤلفان پيشين تأييد كردهاند كه شاهزادگان حكومت نرزم را در اختيار داشتند . و اما نويسندهء ظفرنامهء خسروى آشكارا نوشته است كه : « با مصلحت خير خواهان و پيشگيرى عاقبت ناخوش » شاهزادگان براى حبس ابد به نرزم تبعيد شده بودند ( برگ 18 « الف » ) . به فكر ما ، گفتهء اين مؤلف با حقيقت بيشتر موافقت مىكند . احتمال دارد كه در پايتخت اعلام داشتند كه شاهزادگان براى حكومت حصار مذكور روانه شدهاند ، و اما در اصل آنها به عنوان زندانى به آنجا فرستاده شدهاند . در كتاب موردنظر ما ، اوضاع سياسى همهء ولايتهاى آسياى ميانه ، در دورهء پايانى حكومت امير حيدر ، هرچند كوتاه ، اما به اندازهء كافى روشن بيان يافته است . همين نوع اخبار دربارهء حكومت كوتاه مدّت حسين خان و عمر خان ، و نيز آغاز حكومت نصر الله نيز درج يافتهاند . دربارهء بىنظمى و نابسامانىها كه پس از مرگ امير حيدر ، در نتيجهء تشكل گروهها و اختلاف آنها ، رخ دادهاند معلوماتهاى مهمى به تصوير درآمدهاند . ضمن بيان اوضاع سياسى امارت بخارا ، نويسنده عبارت « پادشاه گردشى » را به كار برده است ( برگ 18 « ب » ) كه جالبتوجه مىباشد . مؤلف گفته كه خانهاى خوقند و خيوه ، همچنين حاكمان شهر سبز و اوراتپه ، با سوءاستفاده از اوضاع موجود دست به حملههايى زدند و پارههايى از خاك بخارا را به مرزهاى خود افزودند . نيروهاى
--> ( 1 ) . نرزم : ولايتى بود واقع در وسط مجراى رود آمو ؛ در ابتداى سدهء نوزدهم ميلادى بر اثر طغيان آب رودخانه ، بخش اعظم نرزم نابود شد و تنها دو روستا : چلگا و بيكى جان باقى ماندند كه سال 1904 به ولايت « چارجوى » ملحق كرده شدند . ( 2 ) . محمد يعقوب . گلشن الملوك ، برگ 98 « ب » . ( 3 ) . Mirza Sams . A nekatarix sabitiyax . . , s . 32 .